|
لیلی را به محکمه بردن گفتند:توبه کن
گفت:خدایاعاشقم عاشق ترم کن
...............................................................
آرزو دارم تا یک بار سرت را روی سینه ام بگذاری تا تپش نامنظم قلبم را احساس کنی
اما از ان میترسم که قلبم به احترامت بیاستد
..............................................................................
سرنوشت تصمیم میگیره که تو با چه کسی بمونی اما این قلب توست که تصمیم میگیرد
چه کسی در زندگی تو با قی بماند
.......................
میشه مثل یک قطره اشک بعضی هارو از چشمت بندازی
اما هیچ وقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن
بعضی ها از چشمت جاری میشه 
...........................................ی
یکی می پرسداندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟
برایش صادقانه مینویسم برای انکه باید باشدو نیست 
..............................
کسی را که دوست داری رهایش کن اگر نزد تو برگشت از ان توست
واگر بر نگشت از اول برای تو نبوده 
............................................
انگاه که ضربه های اسمان تیشه ی زندگی را
بر ریشه ی ارزویت حس کردی به خاطر بیار که
زیبایی شهابها از شکستن دل ستاره هاست   
......................................................
غریبه با توام اهل کجایی؟به چشم من که خیلی اشنایی
کمی باران چکید روی پلکت
عزیزمن تو هم که مثل مایی   
............................................................
منتظر جملات قشنگ تری هم باشید
امید وارم از اینا خوشتون اومده باشه
دوستار شما:ستاره
|